دكتر عقيقى بخشايشي

316

چهارده نور پاك ( فارسي )

و سال ، چه موقعيتى دارد و در چه شرايطى قرار مى گيرد ، چشم جامعهء اسلام به خانهء پيامبر دوخته شده است و همه مى خواهند بدانند كدام مرد خوشبخت است كه سعادت دامادى رسول خدا نصيبش خواهد شد . و بسيارند كسانى كه آرزوى رسيدن به چنين سعادت عظيمى را در دل مىپروراننند . در آن روزها ، فاطمه كه نور چشم پيامبر و چشم و چراغ جامعهء اسلامى بود ، از هر طرف مورد خواستگارى بزرگان و رؤساى قبايل وصناديد قريش قرار گرفت . افراد ثروتمند و صاحب مقام كه از موقعيت‌هاى ممتاز و ويژه نيز برخوردار بودند به خواستگارى اش آمدند . ولى فاطمه چشم به كدامين آينده دوخته بود و كدامين چشم انداز دل انگيز را براى زندگى جديدش در نظر داشت ؟ . . . آيا او از شريك آينده اش طالب مقام و عنوان بود ؟ آيا امتيازات قبايلى مى خواست ؟ آيا در فكر ثروت و ماديات خواستگاران بود ؟ . . . نه . . . هيچ كدام . او در زندگى ، جز ايمان و پاكى و اعتقاد و صفا و طهارت طالب هيچ چيز ديگر نبود . لكن در ميان تمام آن خواستگاران ، چه كسى بود كه واجد اين شرايط باشد ؟ . . . بيائيد از چشم انداز ديگرى به مسأله نگاه كنيم ، فاطمه ( عليه السلام ) چهارمين دختر پيامبر اسلام ، و نيز كوچك ترين و آخرين فرزند خانواده اى بود كه پسرى براى آن باقى نمانده بود . آن هم در جامعه اى كه ارزش هر پدرى و هر خانواده اى به وجود فرزندان پسر وابسته بود . هركس پسران بيشترى داشت ، از اهميت و ارزش و احترام بيشترى هم برخوردار بود و هر كس كه پسر نداشت گويى اعتبار هم نداشت و كسى كه دختر داشت ، انگار وصله اى از ننگ و عار به دامن زندگى اش چسبيده بود . . . در چنان محيطى ، با چنان آداب و عادات جاهلى و زشتى اكنون پيامبر اسلام دخترى جوان و دم بخت در خانه داشت كه يكسره تمامى اين آداب و عادات و ارزش‌هاى غلط را واژگون كرده بود ووجود مباركش ، براى زن و دختر ، اعتبار و ارزش جديدى آورده بود . آرى فاطمه ( عليه السلام ) تنها يك دختر نبود ، بلكه موجى سرشار از عطر و نور و شكوه بود كه مى بايست نور رسالت محمد ( صلى الله عليه وآله ) را در طول رشته‌هاى ممتد قرون و اعصار عبور دهد و در پهنهء زمان و مكان بگستراند و جامعهء بشرى را از آن نور فياض و هستى بخش ، روشن و منور سازد . . . او دخترى بود كه پدرى همچون رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) عاشقانه دوستش مى داشت و به